قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2079

تاريخ الفي ( فارسى )

مثل مىزدند . از جمله تدبيرات او يكى آن بود كه بعد از آنكه برادر خود را در آن كوه بكشت برادرزاده‌اش ، الظّاهر لاعزاز دين اللّه ، در دمشق بود . هفت روز مردم را آنچنان نگاه داشت كه هيچ كس بر قتل الحاكم بامر اللّه اطلاع نيافت تا پسرش به مصر آمد ؛ به واسطهء آنكه صباح آنكه حاكم را كشتند او جميع امرا را طلبيده گفت : برادرم ، الحاكم بامر اللّه ، به من گفته كه : من از براى طالع وقت گرفتن و بعضى امور ضروريّهء علم نجوم ، هفت روز در اين غار خواهم ماند ؛ بايد كه امرا و اركان دولت راهها را ضبط كنند و كسى را نگذارند كه به آنجا گذر كند و مشوّش اوقات من گردد . بنابراين ، جميع امرا و اعيان دولت ما بين شهر و آن غار را ضبط نموده هيچ كس را نمىگذاشتند كه به آنجا رود ؛ با وجود اين حال ، دو پسرك ركابدار را هر روز مىفرستاد كه به آن غار مىرفتند و نزديك شام بيرون مىآمدند و از حاكم دروغ خبر مىآوردند . و اين همه تدبير خواهرش بود تا آنكه برادرزاده‌اش آمد و اين معنى ظاهر شد كه حاكم كشته شده و اين همه تدبير و تلبيس از جهت حفظ مملكت بود ؛ به اين سبب خواهر حاكم در نظر مردم اعتبار عظيم پيدا كرد ، چنانچه در اكثر امور مملكتى ، ظاهر ، بىمشورت او اقدام نمىتوانست نمود ، تا آنكه بعد از مدّتى او را به قصاص پدر خود رسانيد . و در اين سال سلطان محمود غزنوى از براى اعلاى معالم « 1 » شريعت مصطفوى روى به ولايت هندوستان نهادند ؛ و چون رايات نصرت آيات او به كنار آب سند رسيد بال بن اندبال كه به كثرت و وفور حشم و مال از ساير سلاطين هند ممتاز بود ، با لشكرى آراسته در برابر سلطان محمود فرودآمد . بعد از تلاقى فريقين آنچنان جنگى روى نمود كه ديدهء فلك تا اين زمان مثل آن جنگ مشاهده نكرده بود . آخر الأمر ، نسيم نصرت بر پرچم علم يمين الدّوله ، سلطان محمود ، وزيدن گرفت و بال بن اندبال با جمعى بقيّة السّيف روى به گريز نهاده از ميان بيرون رفت و سلطان محمود متوجّه قلعهء او كه بر قلّهء كوه بنا يافته بود شد . و چون در آن قلعه از سپاه چندان نبود به مجرّد رسيدن يمين الدّوله آن قلعه را متصرّف شدند و غنايم بسيار به دست اهل اسلام افتاد و آنچه به خاصّهء سركار يمين الدّوله و اصل شد هفت كرور زر سفيد بود و هزار و هفتصد من آلات طلا و جواهر و درّ بود . القصّه ، يمين الدّوله ، سلطان محمود ، در اين سال چنين فتحى عظيم نموده سالم و غانم « 2 » به جانب غزنين مراجت نمود . و اين بال بن اندبال مكرّر محاربتها نموده بود ، امّا اين نوبت بالكليّه مستأصل شد ؛ چنانچه او را قوّت و توانايى آن نماند كه به محاربه و مقاتله پردازد ، و الحمد للّه على ذلك « 3 » .

--> ( 1 ) . اعلاى معالم : عظمت بخشيدن به نشانه‌ها . - و . ( 2 ) . غانم : غنيمت گيرنده . - و . ( 3 ) . و سپاس خداى را بر اين . - و .